عشق فقط ارباب حسین(ع)
داشت رو زمین با انگشت چیزی می نوشت
رفتن جلو دیدن چندین متر صدها بار نوشته
حسیـــن......حسیـــن......حســـین
طوریکه انگشتش زخم شده !
ازش پرسیدن:حاجی چکار میکنی ؟؟؟
گفت:
* چون میسر نیست من را کام او، عشق بازی میکنم با نام او *
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۲ ساعت توسط حمید رضا رمضانی علوی
|
Electrical Engineering